ماه: جولای 2016

آمده ام تا تو بسوزانی ام

با همه بی سرو سامانی ام باز به دنبال پریشانی ام   طاقت فرسودگی ام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنی ام   آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه طوفانی ام   دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا تو بسوزانی ام    آمده ام با عطش سالها تا تو کمی عشق …

انگشت اشاره ات را بده!

انگشت اشاره ات را بده می خواهم روی لب هایم بگذارم تا فریاد نزنم عشقت را؛ هیس! انگشت اشاره ات را بده می خواهم موهای خیسم را تاب بدهم به انحنای انگشت هایت تا پیچ و تاب بخورند روی تنم بریزند روی شانه هایم تا دلت بند بشود وسط انبوه تاب خورده موهایم انگشت اشاره …