آمده ام تا تو بسوزانی ام

13398685_252837495108050_518617597_n

با همه بی سرو سامانی ام

باز به دنبال پریشانی ام

 

طاقت فرسودگی ام هیچ نیست

در پی ویران شدنی آنی ام

 

آمده ام بلکه نگاهم کنی

عاشق آن لحظه طوفانی ام

 

دلخوش گرمای کسی نیستم

آمده ام تا تو بسوزانی ام

 

 آمده ام با عطش سالها

تا تو کمی عشق بنوشانی ام

 

ماهی برگشته ز دریا شدم

تا تو بگیری و بمیرانی ام

 

خوب ترین حادثه می دانمت

خوبترین حادثه می دانی ام؟

 

حرف بزن ابر مرا باز کن

دیر زمانی است که بارانی ام

 

حرف بزن حرف بزن  سالهاست

تشنه ی یک صحبت طولانی ام

 

ها… به کجا میکشی ام خوب من؟

ها… نکشانی به پشیمانی ام!

 

 

محمدعلی بهمنی